محمد مهدى ملايرى
147
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
از آنها به ترتيب سن و سابقه و سپس برحسب علم و ادب ، « 1 » و نوشتهاند كه زياد اينها را از حاجب ( پردهدار ) خود فراگرفته بود كه اقتباسى از آيين ايرانيان بود . و ديگر از تشكيلاتى كه در اين عهد به دستگاه خلافت راه يافت ديوان بريد بود . « 2 » البته اين هم ناگفته نماند كه آيينهايى كه بدينگونه به خلافت اموى راه مىيافت ، از آنجا كه هنوز تحول طبيعى آن خلافت اقتضاى آن را نداشت غالبا دوامى نمىيافت و با تغيير حاكمان و اميران از ميان مىرفت و بار ديگر در زمانى ديگر برحسب ضرورتى موقتى دوباره بوجود مىآمد و به همين سبب است كه در تاريخها تأسيس برخى از ديوانها مانند ديوان بريد به چندين خليفه نسبت داده شده . گاهى ذوق و تفنن دبيرى از دبيران ايرانى باعث مىگرديد تا رسمى از رسوم دربار ساسانى از نو در دستگاه خلافت زنده شود و با وصف آن در مآخذ اسلامى راهى به شناختن آن رسم كهن بازگردد . در هنگامىكه صالح پسر عبد الرحمن سيستانى در خلافت سليمان بن عبد الملك ( 96 - 98 ه ق . / 715 - 716 م . ) عامل خراج عراق شد ، ابن مقفع دبير معروف ايرانى از سوى او عهدهدار ديوان خراج در استانهاى دجله كه به نام بهقباد خوانده مىشد ، گرديد . وى در وقتىكه اموال ابواب جمعى خود را بنزد صالح برد صورت جمع و خرج آن را بر ورقى از پوست نوشته بود كه آن را به زعفران آغشته بود ، تا هم بوى ناخوش پوست زايل شود و هم رنگ آن مطبوع گردد . صالح تبسمى كرد و گفت من انتظار نداشتم كه چنين نوشتهاى را از كسى جز او دريافت كنم ، و مقصودش اين بود كه چون ابن مقفع آگاه به آيين ايرانيان است چنين ذوق و سليقهاى به كار برده . بلاذرى كه اين مطلب را نقل كرده از قول همين ابن مقفع روايت كرده كه در ايران تا پيش از خسرو پرويز رسم چنان بود كه مسؤول امر خراج هرساله صورت دخل و خرج و موجودى خزانه را در اوراقى سفيد مىنوشت و به شاه
--> ( 1 ) . العقد الفريد ، ج 3 ، ص 54 ، ج 1 ، ص 21 . ( 2 ) . قلقشندى ، صبح الاعشى ، ج 14 ، ص 368 ، به نقل از كتاب الاوائل تأليف ابو هلال عسكرى .